نقش عروسکها در کاهش اضطراب کودکان در شرایط بحران
به گزارش «نبض فناوری»، لیلا بابایی، مدیرکل سرگرمیهای سازنده و بازیهای رایانهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، با اشاره به اهمیت عروسکها در ارتباط با کودکان اظهار کرد: عروسکها میتوانند مانند یک رابط ارتباطی امن در شرایط بحرانی عمل کنند و به کودکان این امکان را بدهند که احساسات خود را از طریق شخصیت عروسک بیان کنند.
او توضیح داد: کودکان گاهی احساسات خود را به عروسک نسبت میدهند و مثلا میگویند «عروسک من از تاریکی میترسد» یا «عروسک من خجالت میکشد». این فرآیند در قالب بازی نمایشی به کودک اجازه میدهد احساسات خود را به شکلی انتزاعی و ایمن بیان کند، بدون اینکه احساس خطر یا شرمندگی داشته باشد.
بابایی با اشاره به اینکه این روش بر اساس نظریههای روانشناسی در رواندرمانی کودک استفاده میشود، گفت: والدین باید از عروسک بهعنوان ابزاری برای کمک به بیان احساسات و درونیات کودک استفاده کنند و آن را ابزار تربیتی تلقی نکنند. هدف عروسک تربیت کودک نیست، بلکه کمک به ابراز احساسات اوست.
او همچنین به والدین توصیه کرد به شخصیتی که کودک برای عروسک خود قائل است احترام بگذارند و به احساساتی که کودک از زبان عروسک بیان میکند واکنش مناسب نشان دهند. به گفته او، در شرایط جنگ و ناآرامی، عروسک میتواند نمادی از امنیت باشد و به کودک کمک کند مفهوم فضای امن را بهتر درک کند.
بابایی افزود: زمانی که کودک مضطرب است، پرسیدن مستقیم سوالاتی مانند «چرا ناراحتی؟» ممکن است باعث واکنش دفاعی شود. در عوض میتوان از کودک پرسید «چرا عروسکت ناراحت است؟» تا کودک بتواند در فضایی امن درباره احساساتش صحبت کند.
او تأکید کرد خانوادهها نباید از طریق اسباببازیها مفاهیم سنگین مربوط به جنگ را به کودک منتقل کنند، بلکه باید فضایی فراهم کنند که کودک در قالب بازی، پرسشها و احساسات خود را مطرح کند. در صورت طرح سوال از سوی کودک نیز پاسخها باید کوتاه، ساده و متناسب با سن او باشد و از بیان جزئیات خشونتآمیز پرهیز شود.
مدیرکل سرگرمیهای سازنده و بازیهای رایانهای کانون با اشاره به تکنیک «گوش شنوا» یا «عروسک رازدار» گفت: والدین میتوانند به کودک بگویند عروسکش قدرت شنیدن رازها بدون قضاوت را دارد و اگر کودک نمیخواهد با بزرگسالان صحبت کند، میتواند با عروسکش درد دل کند.
او در ادامه بازیهای نمایشی را یکی از مؤثرترین ابزارها برای بازسازی احساس امنیت در کودکان دانست و افزود: روانشناسان بازی نمایشی را «زبان طبیعی کودک» میدانند. در این بازیها کودک از نقش «قربانی منفعل» به «قهرمان فعال» تبدیل میشود و میتواند اتفاقات ترسناک را در قالب بازی مدیریت کند.
بابایی توضیح داد: در بازی نمایشی کودک میتواند احساساتی مانند ترس، خشم یا اضطراب را بدون پیامد واقعی تجربه و تخلیه کند. همچنین تکرار صحنههای ترسناک در بازی باعث میشود آن رویدادها برای ذهن کودک قابل پیشبینیتر و کمتر تهدیدآمیز شوند.
او پیشبینیپذیر کردن اتفاقات، تمرین راهحل و ایجاد پایان خوش را از دیگر کارکردهای بازیهای نمایشی دانست و گفت: والدین میتوانند سناریوهایی طراحی کنند که به امنیت ختم شود؛ برای مثال بازی «ساخت پناهگاه امن» با بالشها که در آن کودک به شکل عملی مسیر رسیدن به محل امن را تمرین میکند.
بابایی در ادامه چهار بازی کاربردی برای آموزش رفتارهای ایمن در شرایط سخت معرفی کرد؛ از جمله بازی «خانه ضد زلزله یا ضد موشک» برای ساختن مکان امن برای عروسکها، بازی شنیداری «گوشهای تیز خرگوشی» برای تمرین واکنش به صداهای بلند، بازی «کیف جادویی عروسک» برای آشنایی با وسایل ضروری در زمان بحران و بازی «دکتر و امدادگر» برای کاهش ترس از جراحت یا نیروهای امدادی.
او در پایان تأکید کرد: تکرار این بازیها اهمیت زیادی دارد، زیرا مغز انسان در شرایط خطر به رفتارهای عادتشده بازمیگردد. بنابراین بهتر است والدین این بازیها را در زمان آرامش و بهطور مداوم انجام دهند تا به رفتار خودکار تبدیل شوند و کودک در شرایط واقعی بتواند با آرامش بیشتری واکنش نشان دهد.