فیلترینگ، کودکان را به سمت فیلترشکنها سوق میدهد/ وقتی دور زدن محدودیتها جای سواد دیجیتال را میگیرد
به گزارش خبرنگار «نبض فناوری»، گسترش استفاده از فیلترشکنها در ایران، تنها مسئلهای مربوط به دسترسی بزرگسالان به اینترنت نیست؛ کودکان نیز در شرایطی به ابزارهای دور زدن محدودیتها وابسته شدهاند که هنوز آموزش کافی برای مواجهه با تهدیدهای فضای مجازی را دریافت نکردهاند. کارشناسان حوزه اینترنت کودک و سواد رسانهای هشدار میدهند که عادی شدن استفاده از فیلترشکن در خانواده، مدرسه و جامعه، علاوه بر کاهش اثربخشی ابزارهای نظارت والدین، میتواند کودکان را در معرض محتوای نامتناسب، فیشینگ، کلاهبرداری، سوءاستفاده از اطلاعات شخصی و ارتباطات پرخطر قرار دهد.
فیلترشکن هزینه پنهان دسترسی به اینترنت
فیلترشکنها در ظاهر ابزاری برای عبور از محدودیتهای اینترنتی هستند، اما استفاده از آنها برای کودکان میتواند هزینههای پنهان و سنگینی داشته باشد. بسیاری از سرویسهای رایگان VPN از طریق تبلیغات درآمد کسب میکنند و همین موضوع میتواند کودکان را در معرض تبلیغات نامناسب، محتوای بزرگسالان، سایتهای شرطبندی و پیامهای فریبنده با هدف کلاهبرداری یا فیشینگ قرار دهد.
این مسئله زمانی جدیتر میشود که بدانیم کودکان در سنین پایین هنوز توانایی تشخیص محتوای قابل اعتماد از محتوای فریبنده را بهطور کامل به دست نیاوردهاند. بنابراین ابزاری که قرار است صرفاً امکان دسترسی به اینترنت را فراهم کند، میتواند به دروازهای برای مواجهه ناخواسته با طیفی از آسیبهای آنلاین تبدیل شود.
انتقاد شدید از فیلترینگ و فیلترشکنها کودکان قربانی یک دور باطل
به اعتقاد کارشناسان، مسئله اصلی فقط خود فیلترشکن نیست؛ بلکه شرایطی است که استفاده از آن را به بخشی عادی از زندگی دیجیتال تبدیل کرده است. مرضیه ادهم، پژوهشگر سیاستگذاری اینترنت، میگوید در شرایطی که دسترسی به اینترنت به شکل شفاف، ضابطهمند و مبتنی بر سیاستگذاری مورد توافق فراهم نیست، فیلترشکن به ابزاری برای عبور از محدودیتها تبدیل میشود.
در چنین فضایی، کودک نیز به تدریج استفاده از فیلترشکن را رفتاری عادی و پذیرفتهشده تلقی میکند؛ بهویژه زمانی که میبیند والدین، معلمان و دیگر بزرگسالان برای دسترسی به اینترنت از همین ابزار استفاده میکنند.
ادهم معتقد است این وضعیت، آموزش قواعد مصرف اینترنت را برای خانوادهها دشوار میکند. وقتی کودک میبیند بزرگسالان برای دسترسی به یک سرویس یا محتوای عادی ناچار به استفاده از فیلترشکن هستند، پذیرش قوانینی مانند محدودیت زمانی، کنترل محتوای مصرفی یا استفاده از ابزارهای نظارت والدین برای او دشوارتر خواهد شد.
به این ترتیب، فیلترینگ و استفاده گسترده از فیلترشکنها وارد یک چرخه معیوب میشوند؛ محدودیت، کاربر را به سمت ابزار دور زدن سوق میدهد و رواج این ابزار نیز امکان اعمال نظارت و آموزش صحیح را دشوارتر میکند.
بیش از ۷۵ درصد کودکان ایرانی کاربر اینترنت هستند
حورا تهرانی، پژوهشگر حوزه سواد رسانه و خانواده، با استناد به آمارهای منتشرشده اعلام کرده است که بیش از ۷۵ درصد کودکان ۶ تا ۱۵ سال ایرانی از اینترنت استفاده میکنند. این آمار نشان میدهد اینترنت دیگر برای کودکان صرفاً یک ابزار تفریحی یا جانبی نیست، بلکه به بخشی از محیط زندگی روزمره آنها تبدیل شده است.
ارتباطات اجتماعی، یادگیری و حتی بخشهایی از فرآیند شکلگیری هویت فردی و اجتماعی کودکان در فضای دیجیتال اتفاق میافتد. در همین حال، بنا بر اظهارات تهرانی، حدود یکچهارم کودکان مصرفکننده اینترنت برای ورود به فضای آنلاین از فیلترشکن استفاده میکنند.
البته استفاده کودکان از VPN لزوماً به معنای جستوجوی محتوای نامناسب نیست. بسیاری از آنها برای دسترسی به پلتفرمها و خدماتی که ممکن است حتی کاربرد آموزشی یا کودکمحور داشته باشند، از ابزارهای دور زدن محدودیت استفاده میکنند.
همین موضوع، یکی از تناقضهای مهم وضعیت فعلی را آشکار میکند: کودک برای دسترسی به بخشی از فضای دیجیتال مورد نیاز خود، ابتدا باید محدودیتهای دسترسی را دور بزند؛ در حالی که همزمان از او انتظار میرود قواعد استفاده ایمن و مسئولانه از اینترنت را رعایت کند.
نظارت والدین در تله فیلترینگ
خانواده نخستین محیط آموزش و شکلگیری رفتار کودکان است، اما نقش والدین در مدیریت اینترنت زمانی میتواند مؤثر باشد که ابزار و امکان اجرای آن نیز وجود داشته باشد.
تهرانی با اشاره به آمارهای منتشرشده میگوید ۸۸ درصد والدین نسبت به آسیبهای فضای مجازی برای فرزندان خود نگران هستند، اما تنها ۸ درصد آنها برای کاهش این نگرانی از ابزارهای کنترل والدین استفاده میکنند.
این آمار نشان میدهد نگرانی بهتنهایی نمیتواند امنیت کودک را تضمین کند. والدین علاوه بر دانش و مهارت، به ابزارهای فنی قابل اعتماد برای مدیریت حضور فرزندان خود در فضای آنلاین نیاز دارند.
اما فیلترشکن میتواند بسیاری از این سازوکارها را کماثر یا بیاثر کند. به گفته تهرانی، والدین ممکن است ابزارهای نظارتی سختافزاری و نرمافزاری در اختیار داشته باشند، اما فیلترینگ و استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیتها میتواند کارایی این ابزارها را کاهش دهد.
در نتیجه، امنیت کودک دیگر صرفاً مسئلهای مربوط به رفتار خانواده نیست؛ بلکه به کیفیت طراحی دسترسی به اینترنت و زیرساختهایی که خدمات دیجیتال بر بستر آنها ارائه میشوند نیز وابسته است.
وقتی فیلترشکن، قانونشکنی را عادی میکند
یکی دیگر از پیامدهای مهم عادی شدن فیلترشکن، از نگاه کارشناسان، تأثیر آن بر شکلگیری نگرش کودکان نسبت به قانون و قواعد استفاده از اینترنت است.
ادهم معتقد است کودک در این شرایط ممکن است به این نتیجه برسد که دور زدن قانون رفتاری قابل توجیه و پذیرفتهشده است. چنین برداشتی، آموزش سواد رسانهای را نیز دشوار میکند؛ زیرا نمیتوان همزمان از کودک خواست قوانین فضای مجازی را رعایت کند و در محیط زندگی روزمره، دور زدن محدودیتها را رفتاری عادی ببیند.
این تناقض زمانی پررنگتر میشود که کودک در مدرسه یا خانه با توصیههایی درباره استفاده محدود و مسئولانه از اینترنت مواجه شود، اما برای دسترسی به برخی سرویسهای معمول، همان بزرگسالان ناچار به استفاده از فیلترشکن باشند.
افزایش خطر فیشینگ، کلاهبرداری و سوءاستفاده از اطلاعات کودکان
از دیگر نگرانیهای مطرحشده درباره استفاده کودکان از فیلترشکن، افزایش احتمال مواجهه آنها با تهدیدهای امنیتی است.
ادهم از فیشینگ، کلاهبرداری اینترنتی، سوءاستفاده از اطلاعات شخصی، انتشار تصاویر خصوصی و ورود کودکان به گفتوگوهای نامناسب با بزرگسالان به عنوان برخی از آسیبهای احتمالی یاد میکند.
در چنین شرایطی، نهتنها تشخیص خطر برای کودک دشوارتر است، بلکه نظارت والدین نیز پیچیدهتر میشود. از سوی دیگر، در صورت وقوع سوءاستفاده، ناشناس بودن نسبی فعالیتها میتواند روند شناسایی و پیگیری حقوقی برخی موارد را دشوارتر کند.
کودک به اینترنت نیاز دارد، نه اینترنتِ دورزدنی
کارشناسان تأکید میکنند که راهکار مسئله، حذف کودکان از فضای آنلاین نیست. اینترنت امروز بخشی از زندگی، آموزش، ارتباطات و رشد اجتماعی کودکان است و نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت.
تهرانی معتقد است سیاستگذاری در حوزه اینترنت کودک باید همزمان دو هدف را دنبال کند: افزایش سواد رسانهای خانواده و کودک و فراهم کردن دسترسی امن، متناسب با سن و نیازهای کودکان، بدون آنکه آنها برای ورود به فضای آنلاین مجبور به استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیتها باشند.
از این منظر، امنیت کودک یک مسئله چندلایه است و نمیتوان تمام مسئولیت را بر دوش خانواده گذاشت. خانواده، پلتفرمها و سیاستگذاری کلان باید در یک مسیر مشترک حرکت کنند تا میان دسترسی، امنیت و محتوای متناسب با سن کودکان تعادل ایجاد شود.
فیلترینگ مسئله را حل نمیکند، فقط آن را پنهان میکند
ادهم معتقد است هدف اصلی تنظیمگری اینترنت کودک باید حفاظت از کودکان باشد و نمیتوان با حذف، فیلتر و مسدودسازی تصور کرد که مسئله به پایان رسیده است. از این نگاه، محدودیتهای شدید ممکن است آسیب را از فضای آشکار به فضایی پنهان منتقل کنند؛ فضایی که نظارت بر آن دشوارتر است.
مسئله امروز فقط این نیست که کودک به چه محتوایی دسترسی دارد؛ مسئله مهمتر این است که کودک چگونه و با چه سطحی از امنیت به اینترنت دسترسی پیدا میکند.
اگر کودک برای یک جستوجوی ساده، تماشای یک ویدئو، استفاده از یک بازی یا دسترسی به یک سرویس آموزشی مجبور باشد از فیلترشکن استفاده کند، در واقع بخشی از آموزش دیجیتال او به جای یادگیری مهارتهای امنیتی و سواد رسانهای، صرف عبور از محدودیتها میشود.
نسلی که به جای سواد دیجیتال، دور زدن فیلترینگ را یاد میگیرد
به اعتقاد کارشناسان این حوزه، بزرگترین تهدید برای کودکان را نباید صرفاً در خود فیلترشکن جستوجو کرد؛ مسئله اصلی شکاف دیجیتالی و آموزشی است که در نتیجه اختلال در دسترسی به اینترنت تشدید میشود.
نسلی از کودکان در حال رشد است که بخش قابل توجهی از زمان و انرژی خود را به جای یادگیری مهارتهای دیجیتال، شناخت تهدیدهای آنلاین، استفاده خلاقانه از فناوری و بهرهگیری آموزشی از اینترنت، صرف عبور از محدودیتها و پیدا کردن راههای دسترسی میکند.
در چنین شرایطی، فیلترینگ نهتنها لزوماً مانعی در برابر آسیبهای فضای مجازی ایجاد نمیکند، بلکه در صورت نبود سیاستگذاری دقیق و دسترسی امن، میتواند کودکان را به سمت ابزارهایی سوق دهد که نظارت بر آنها دشوارتر است.
امنیت واقعی کودک در اینترنت از جایی آغاز میشود که دسترسی امن، آموزش سواد رسانهای، ابزارهای نظارتی مؤثر و سیاستگذاری شفاف در کنار یکدیگر قرار بگیرند؛ نه از جایی که کودک برای ورود به اینترنت، نخستین مهارت خود را «دور زدن محدودیت» یاد بگیرد.